یادداشت روز

بر آن شدم دغدغه هایم را روی کاغذ بیاورم.

یادداشت روز

بر آن شدم دغدغه هایم را روی کاغذ بیاورم.

یادداشت روز

«من المؤمنین رجال صدقواماعاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر ومابدلواتبدیلا...»
درمیان مؤمنان ،مردانی هستند که برسرعهد وپیمانی که با خدا بستند ،صادقانه ایستاده اند ، بعضی از آنها پیمان خود را به آخر رسانده ودر راه خدا شربت شهادت نو شیدند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییرو تبدیلی در عهد وپیمان خود نداده اند...
احزاب/23...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

۲ مطلب با موضوع «سینما» ثبت شده است

بسمه تعالی

فضای غبارآلودشبه روشنفکری این باربه قدری واضح خود را نشان داد که با اندکی تأمل ودقت می توان دریافت که افاضات دروغین مدعیان روشنفکری نه تنها تحجر است وچه بساگاهی نیز به تخریب افرادی منجرمی شود که نتوانسته اند انتظارات این افراد را درجهت سرتاپا روشنفکرشدن برآورده سازند.

به هرحال در توضیح ماوقع جریان اخیر باید گفت که چندی پیش ،اجتماع آیینی اصحاب فرهنگ و هنر با نام «سوگ جامه‌ها» با مقتل‌خوانی بهزاد فراهانی، فرزاد حسنی، بهاره رهنما و با مرثیه خوانی حسام‌الدین سراج و رسول نجفیان در برج میلاد پی گرفته شد؛ امامتأسفانه انعکاس گفته‌های بهاره رهنما در مراسم مقتل‌خوانی، با واکنش‌های تندی از سوی برخی اشخاص و ‌رسانه‌ها همراه شد که نشان داد مدعیان روشنفکری به مانند همیشه تفاوت نقد و تخریب را درک نکرده‌اند.!

بهاره رهنما که حین مقتل‌خوانی در برج میلاد اشک می‌ریخت، گفته بود: مقتل خوانی من ادای دین به کودکان بود و خوشحالم که توانستم نذرم را در اینجا ادا کنم. نگران بودم به مراسم نرسم. در راه دعا می‌کردم سعادت این مقتل خوانی نصیبم شود و بتوانم سهم کوچکی در آیین‌های عاشورایی داشته باشم.

وی افزوده بود: من سفیر انجمن حمایت از کودکان هستم و دلم می‌خواست با مقتل خوانی، ارادتم را به کودکان کربلا و کودکان بی‌پناه امروز نشان دهم. من نذری داشتم که امسال ادا شد و مقتل خوانی در برج میلاد، ادای دینی است که با روا شدن حاجتم امشب آن را ادا کردم. امیدوارم روزی برسد که هیچ کودکی اسیر تیرهای خشم نباشد و کودکان ما از گزند خرافه و تعصب دور بمانند.

درپاسخ به انتقادات این افرادوواکنش های تند و مخربشان به حرکت بهاره رهنما جوابیه ودل نوشته های وی درصفحه ی فیس بوک خودسببی شدتا بسیاری از رسانه ها و قلم ها تحلیل های متفاوتی ارائه دهند وبعضی زبان به مدح و بعضی به ذم وی بگشایند.خانم رهنما درپاسخ به یاوه گویی های این افراد بازبان محاوره این گونه نوشت :

«شنیدم حال خیلی‌ها خرابه سر مقتل‌خونی من؛ از بی‌بی‌سی و... بگیر تا خیلی از روشنفکرنماهای دیگه. جوابم فقط به این آدما اینه زیر پرچم حسین (ع) سینه زدن لیاقت می‌خواد. افتخار می‌ کنم که از بچگی این ارادت رو داشتم و دارم.

جالبه که حتی مصاحبه با تلویزیون رو به خاطر همین حواشی بعد برنامه حذف کردم و انجام ندادم اما نمی‌دونستم هنوزم آدمایی هستن که به خاطر اعتقاد مذهبی که خیلی شخصیه، توهین می‌کنن و به اسم دموکراسی فحاشی می‌کنن و آنقدر وقاحت دارن که علمداری امام حسین (ع) رو تحجر بدونن.

بازم تأکید می‌کنم من افتخار می‌کنم به خواندن مقتل حضرت رقیه در محرم سال هزار و سیصد و نود و سه شمسی و نذر کردم تا زنده ام برای همه کودکان مظلوم در جنگ و به عنوان سفیر انجمن حمایت از حقوق کودکان مقتل حضرت رقیه رو برای مردم بخو‌نم. یا حسین‌».

خب اما نظربه سخنان خانم رهنما وپس لرزه های آن لازم است به ذکر نکاتی پرداخته شود:

اولا اینکه مفتخریم جامعه ی هنری ایران باسراسر جامه ی روشنفکری ای که برتن خودپوشانده است نسبت به افرادی که صرفا داعیه ی روشنفکربودن دارند چنان دهن کجی می کند وآتشین پاسخ می گویدکه خانم رهنما هنرپیشه ی زن معروف ایرانی درپایان درموردشان چنین می نویسد:

« به احترام صاحب مجلسی که بخاطرش به من هتاکی شد به احترام آرامش خانواده و دوستانم و اینهمه طرفدار بزرگوار از طیف های مختلف جامعه آخرین پست را در مورد این جنگ سایبری سازماندهی شده مینویسم اول اینکه خدا را شکر میکنم که دست دشمنم و قصدش را خواندم و روشن شدم. دوم اینکه حسین معززی نیا سردبیر بیست و چهار که متاسفانه این روزها سرطان خون دارد دیروز خواندم که نوشته بود این روزهای بیماری ، چشم من را بر محبت آدم های بسیاری گشود که اگر این فرصت نبود شاید حسش نمیکردم منهم به خداوندی خدا از این دشمن هدفمند ممنونم که خَیل عظیم طرفداران بزرگوار مرا با طیف گسترده شان به من نشان داد، دوم اینکه به حکم پیامبر مهربانی إیمان دارم که گفت بخدا قسم اگر همه آدمها جمع شوند تا کسی را به زمین بزنند و خدا نخواهد چنین نمیشود و اگر همه آدمها جمع شوند و بخواهند کسی را بالا ببرند و خدا نخواهد باز هم این امر غیر ممکن است پس تلاش من و ما هیاهوی بسیار است برای هیچ ، در این مدت منی که چون آنان ادعای روشنفکر ی ندارم جز یک تنوره چی چیزی نگفتم نه با بدنش و قدش و نه با کم مویی و دماغش من تنوره چی خواندمش چون فریاد های قلمش من را یاد تنوره کشیدن دیو های داستان های بچگی می انداخت که هرگز باورم نمیشد روزی واقعی باشند آخر از همه اینکه من مظلوم نما نیستم اما ظلم ستیز چرا به شدت هستم تا الان حکم بر من به روشن سازی و دادن جواب بود و از این چالش لذت هم بردم و بسیار آموختم اما خوب من بعد اگر ادامه دهم به نازنینم و اینهمه مردم بزرگواری که دوستم دارند ظلم کرده ام پس می سپارمش او و سازندگان این موج را به گلوی تیر خورده سه ساله امام حسین(ع) که تا به امروز هرگز چنین نکرده بودم و بخاطر عزیزانم و خانواده ام هر چقدر هم این جنگ سازماندهی شده روانی تان را ادامه دهید نه میخوانم، نه جواب میدهم گاهی واقعا آخرین سنگین سکوت است ،پیگیری قانونی هم اگر بجایی رسید که رسید و اگر نرسید حتما دلایلش را اگر زنده ماندم خواهم گفت و خواهم نوشت به سوالات و اطلاعات غلط یا حتی درست هم در این مورد جوابی نخواهم داد به جای خوبی سپردم تنوره چی و یارانش را حالا آنچه بین ما حکم میکند حقانیت اعتقادات من است و بس مادر بزرگم را خدا بیامرزد همیشه میگفت در اوج خشم دست را به علامت الله اکبر بالا ببر و بگو الله اکبر و همه چیز را به بسپار و باقی را پشت سر بیانداز این آخرین جواب بود و ...الله اکبر.»

ثانیا درتوضیح این مطلب وروشنگری این موضوع بایدگفت که  :

ارزش های دینی و آیینی در جامعه ی اسلامی کاملا پدیده ای اجتماعی وحتی سیاسی بوده ونبایدآنرا صرفا به عقاید شخصی مربوط دانست وبخاطر دخالت دراین جنبه روشنفکرنمایان را سرزنش کرد واین همان چیزی است که درنوشته های خانم رهنما نیز دیده می شود که جادارد به ایشان نیز این موضوع را گوشزد کنیم که نباید گذاشت سکولاریسم دنیامدار شکست خورده ی غربی ، برروح جامعه ی متدین ما وعلی الخصوص هنرمندان و بازیگران غالب شود.درواقع خطری که ازاین جانب ما احساس می کنیم مربوط به همین جنبه است چراکه سکولاریسم هم به معنای مخالفت صریح بادین نیست بلکه در جامعه ی سکولارهم اعتقادات دینی تا زمانی که صرفا به اعتقادات شخصی مربوط باشد محترم است. مروجان این اندیشه باید بدانند که اگرچه براساس آموزه های سکولاریستی دینداری تکلیفی برعهده افراد جامعه نیست وامری دلخواهانه و داوطلبانه است اما این اندیشه نه تنها باروح اسلام سیاسی واسلام ناب محمدی همپوشانی نمی کند بلکه تضادآن حتی در بحث نهضت عاشورا وحرکت تاریخی امام حسین (ع) ویاران ایشان نیز به عینه خود را نشان می دهد. مقام معظم رهبری نیز درتذکراین مطلب به هیئات مذهبی و عشاق امام حسین (ع) فرموده اند:

«هیئتها نمیتوانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقه‌‌مند به امام حسین است، یعنی علاقه‌‌مند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. اینکه آدم در یک مجلس روضه یا هیئت عزاداری مراقب باشد که مبادا وارد مباحث اسلام سیاسی بشود، این غلط است. البتّه معنای این حرف این نیست که هر حادثه‌‌ی سیاسی در کشور اتّفاق می‌‌افتد، ما باید حتماً در مجلس روضه آن را با یک گرایش خاصّی - حالا یا این طرف، یا آن طرف - بیان کنیم و احیاناً با یک چیزهایی هم همراه باشد؛ نه، امّا فکر انقلاب، فکر اسلام، خطّ مبارکی که امام (رضوان الله علیه) در این مملکت ترسیم کردند و باقی گذاشتند، اینها بایستی در مجموعه‌‌ها و مانند اینها حضور داشته باشد.»

ثالثا پیرامون همین بحث باید یادآورشد که علمداری برای امام حسین وزیرپرچم امام حسین بودن صرفابا مقتل خوانی احیا نمی شود و بهتراست خانم رهنما وافرادی مثل ایشان که شاید اعتقادات مذهبی شان را در گوشه ای از پازل زندگی شخصی شان قرار داده اند با نگاهی به سیره ی ائمه ی اطهار(ص) وحرکت تاریخی امام حسین نه تنها به این پدیده بارویکردی اجتماعی و سیاسی بنگرند که این واکنش ها و انتقادات نیز برآن صحه می گذارد ، بلکه درعقاید سیاسی خود نیز تجدیدنظرکنند وتوجه کنند که اگردر سپاه محمد(ص) وزیرپرچم حسین (ع) بودن لیاقت می خواهد درمقابله بودن باافرادی که حرمت امام حسین (علیه السلام) را هم نگه نداشتند هم لیاقت میخواهد. درواقع حامی فتنه وفتنه گران نبودن هم لیاقت می خواهد.خوب است پاسخ ها وواکنش های تند خودرانسبت به کسانی نیزابراز بدارند که درروز عاشورای سال 88احترام سرور و سالار ما را نگه نداشتند وبا کف وسوت وهلهله زیرپرچم یزید نقش بازی کردند. این افراد نه تنها مبارزه با دین وعقایدمذهبی را در عرصه ی زندگی شخصی افراد متدین جامعه ی ما به نمایش نگذاشتند بلکه این اقدام پلیدرا به خیابان ها کشاندند وارزشهای میلیونها انسان مسلمان وشیعه را پایمال کردند.

اماباوجود همه ی اینها بسیار خرسند وخشنودیم که این بارخانم رهنما رسانه ای شد برای پاسخ کوبنده به روشنفکرنماهایی که سلاحی جزآموزه های سکولاریستی ولائیک غیرعلمی وشبه علمی خود ندارند وبه نام دموکراسی و روشنفکری گاهی سرازبرف بیرون می آورندوتریبون بدست می گیرند وطبق عادت مألوفشان ارزش های مقدس دینی را به سخره می گیرند. امیدواریم  که انشاءالله جامعه ی بابصیرت وانقلابیمان وخصوصا جامعه ی هنری روز به روز در راه احیای ارزشهای حسینی وعاشورایی به معنای تام کلمه گام بردارندوموجبات ناراحتی وخشم این افراد را بیش ازپیش فراهم آورند وبرتعداد واکنش هایشان بیفزایند که آنروز همان روز موفقیت وپیروزی ماست...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آذر ۹۳ ، ۱۱:۲۶
سعیده عطائی

جوابیه به اظهارات تأسف بار اخیرتهمینه میلانی!

سه شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ

مدتی از پخش اوهام پوچ وسخیف خانم میلانی ازرسانه ملی جمهوری اسلامی در برنامه هفت نگذشته است که برآن شدم صرفا جهت روشنفکری وتبیین فضای فکری جامعه ی انقلابی و متدینمان جوابیه ای به ایشان بنویسم چراکه اگرهدف جواب به هذیانات این فرد و امثال او باشد قلم ووفکر ووقت جبهه فکری انقلاب را حیف است که صرف آن شود...

درابتدا لازم به نظر می آید چندنکته ای که توسط ایشان گفته شدوازآنتن رسانه پخش ذکرگردد  و بعدپیرامون هریک ازآنان به نکاتی پرداخته شود:

1-افسانه خواندن دشمن توسط ایشان واینکه کلا دشمنی وجود ندارد ادعایی است که آن چنان بی مبنا به نظرمیرسد که میتوان گفت امروزه عامه افراد کوچه و خیابان جامعه ایران هم دشمن را افسانه نمی دانند چه برسد به افرادی که هدایت فکری وفرهنگی جامعه رابرعهده دارند یا افرادی مثل خانم میلانی که وجود یک نظام روشنفکری  را برای خود متصورند. چه اینکه حتی دراظهارات خود ابرقدرتها واستکبارجهانی ، شاهد تصریح آشکار به دشمنی با ایران هستیم که برای فهم این موضوع به خانم میلانی پیشنهاد می شود حداقل اندکی از وقت خود را به مطالعات تاریخی علی الخصوص در زمینه روابط ایران وآمریکا درسده ی اخیر بپردازند!دراینجا شمه ای از آن آورده می شود:

مروری بر روابط ایران با آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ما نشان می دهد که تعارضات اساسی و جدی ای میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و جود دارد و آمریکا نابودی نظام جمهوری اسلامی راهدف خود قرار داده است. آمریکا در دوران پهلوی به ویژه در دوران پهلوی دوم ، ایران را به عنوان شریک استراتژیک خود در منطقه خاورمیانه می دید و حکومت پهلوی نیز منافع خود را در همسویی با غرب تصور و تعریف می کرد اما با وقوع انقلاب اسلامی و مسلط شدن گفتمان انقلابی-اسلامی این رابطه دگرگون شد و این دو منافع خود را در تقابل با یکدیگر تعریف کردند . وقوع انقلاب اسلامی ایران در منطقه مهم و استراتژیک خاورمیانه در سال ۱۳۵۷ ضربه محکمی بر منافع غرب و به ویژه آمریکا وارد نمود .تاجاییکه  مسدود کردن اموال ایران در بانک های آمریکایی و عدم باز گرداندن سرمایه های ایران به این کشور، تحریک کشورهای متحد برای تحریم ها و قطع روابط اقتصادی با ایران و ممنوع نمودن واردات نفت از ایران و.... ضررهای زیادی به نظام نو پای انقلاب اسلامی ایران وارد کرد.همزمان با این محدودیت ها، آغاز جنگ عراق علیه ایران که با تحریک و حمایت غرب صورت گرفت، فشارها علیه ایران را دو چندان نمود.

در جنگ تحمیلی، آمریکا ضمن کمکهای مالی، نظامی، اطلاعاتی و سیاسی گسترده به رژیم بعث عراق، ایران را مورد هجوم گسترده عملیات روانی قرار داد،    همان طور که به تفصیل نشان داده شد از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم شاهنشاهی و متحد غرب در ایران آمریکا از هیچ کوششی برای ساقط نمودن نظام جمهوری اسلامی ایران فرو گذار نکرده است و در ادوار مختلف به بهانه ها و دستاویز های متعدد ایران را تحت فشارهای مختلف قرار داده است. از راه اندازی جنگ گرفته تا تحریم های شدید اقتصادی، تحریم هایی که کماکان با وجود مذاکرات هسته ای به قوت خود باقی هستند. همه این رویداد های تاریخی و رفتار آمریکا در این سه دهه در برابر جمهوری اسلامی ایران به خوبی گویای این مطلب است که غرب و در رأس آن آمریکا با ماهیت نظام ایران سر جنگ دارند و فشارهای متعددی که تا کنون وارد آورده است در راستای از بین بردن نظام جمهوری اسلامی ایران قابل تحلیل هستند.  پس احراز دشمنی دیرینه ی غرب و در رأس آن امریکا کار دشواری نیست...

2-ازدیدگاه نظریه پردازفرهنگی ! مهمان برنامه هفت حمله وتهاجم فرهنگی دشمن نیز وهم است وباب کردن این نگرش در جامعه شایدخیانت به جامعه دیده می شود . خانم میلانی! آیا تابه حال به این موضوع فکرکرده اید که باساختن فیلمهای دون مایه ی  سخیف که شیره ای جز ازهم پاشی بنیان مستحکم خانواده ایرانی ندارد به فرهنگ جامعه حمله کرده اید و آب در آسیاب دشمن ریخته اید؟  نمونه ی تهاجم فرهنگی را می توانید در فیلمهای خودتان مشاهده کنید چه برسد به هجمه فرهنگی دشمنان ایران اسلامی علیه فرهنگ واعتقاددررسانه ها وفیلمهای خودشان.حتی خود جوامع به اصطلاح توسعه یافته ی اروپایی نیز اذعان به تهاجم فرهنگی آمریکا علیه خود دارند( که در بیانات رهبری به وضوح پیداست) چه برسد به ایران اسلامی که با نوع نظام حکومت دینی و داعیه حکومت جهانی اسلام دشمنی همه جانبه ی دشمنانش را ازدیربازتحمل کرده است  .

دراینجا لازم است به بعضی ازبیانات استراتژیک مقام معظم رهبری  درعرصه فرهنگ وتهاجم فرهنگی بپردازیم:

-« چند سال قبل از این بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردیم، بعضی‌ها اصل تهاجم را منکر شدند؛ گفتند چه تهاجمی؟ بعد دیدند که نه فقط ما می گوییم، خیلی از کشورهای غیرغربی هم مسئله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح می کنند و می گویند، غربی‌ها به ما تهاجم فرهنگی کردند؛ بعد دیدند که خود اروپایی‌ها هم می گویند آمریکا به ما تهاجم فرهنگی کرده! لابد دیده‌اید، خوانده‌اید که گفتند فیلم های آمریکایی، کتابهای آمریکایی چه تهاجم فرهنگی‌ای به ما کرده‌اند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار می دهند. بعد بالاخره به برکت قبول دیگران، این حرف ما هم مورد قبول خیلی از کسانی که قبول نمی کردند قرار گرفت. »      -« جوانان ما، زن و مرد ما نباید احساس کنند که دوران مجاهدت به پایان رسید، خطری ما را تهدید نمی کند. ممکن است خطر نظامی ما را تهدید نکند، همین جور هم هست. امروز ملت ایران به آن رتبه‌ای از  اقتدار رسیده که خطرپذیری دشمنان خود را بسیار بالا برده، جرات نمی کنند به این ملت تهاجم نظامی کنند؛ می دانند سرکوب خواهند شد؛ می دانند که این ملت مقاوم است. بنابراین خطر تهاجم نظامی بسیار پائین است؛ اما تهاجم فقط تهاجم نظامی نیست. دشمن به آن نقاطی متوجه می شود که پشتوانه‌ی استقامت ملی ماست. دشمن وحدت ملی و ایمان عمیق دینی را هدف قرار می دهد. دشمن روحیه‌ی صبر و استقامت مردان و زنان ما را هدف قرار می دهد؛ این تهاجم از تهاجم نظامی خطرناکتر است..

در تهاجم نظامی شما طرفتان را می شناسید، دشمن تان را می بینید، اما در تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی بینید. هوشیاری لازم است... »            

 3-اظهارات سخیف تهمینه میلانی پیرامون وضعیت زن در جامعه ایران نیز کاملا جانبدارانه وبرخاسته از القائاتی است که درطول این سالها به ایشان و امثال این افراد شده است و میتوان گفت گوشمان ازاین حرفها پرشده چراکه طبق فرموده ی امام(ره) دشمن دقیقا ازجایی که اورا ناراحت میکند شروع به آسیب رسانی و القاء شبهه می کند.

برای فهم این قسمت کافی است سرکارخانم وافرادی نظیرایشان که داعیه روشنفکری دارند ودلشان به حال زن ایرانی سوخته است که مخفیگاه جایگاه اوست!به مقایسه ای اجمالی بپردازیم پیرامون وضعیت زن در جوامع غربی که ازمنظرشان فضای رعایت حقوق زن گل و بلبل است وجامعه ی ایران که زن را مخفی می کنند!:

-          آزارجنسی : بررسی پدیده آزارهای جنسی را با نقل قولی از «مارلین فرنچ» آغاز می کنم. او می گوید: «همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، حتی اگر عده ای از آنها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکت های آتش نشانی آمریکا کار می کنند، آنها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آنها به شمار می روند.» مارلین، فرنچ، جنگ علیه زنان، ترجمه توران دخت تمدن (مالکی) ص 212 ـ 215

امنیت زنان: دی نیوز":بر اساس آمار سازمان ملل که در‌خصوص وضعیت امنیت زنان در جهان منتشر شده است شاهد تفاوت فاحش میان امنیت زنان در ایران و اروپا هستیم. وی افزود: زنان در اروپا و آمریکا در ساعات انتهایی شب برای حضور در خیابان‌ها امنیت کافی ندارند همچنین زنان کشورهای اروپایی در خانواده‌ نیز امنیت کافی ندارند چون  آمار خشونت علیه زنان و کودکان در این کشورها به شدت روبه افزایش است..

آزارجسمی: در آمریکا به طور متوسط از هر روز 3 زن، یکی به دست شوهرش کشته می شود. بیش از 1.8 میلیون شوهر در آمریکا به طور وحشتناکی زنان خود را کتک می زنند و 30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار شوهران خود قرار می گیرند. ! به نقل از هفته نامه آلمانی «اشپیگل» نیز، نتیجه بررسی  اخیر درباره زندگی زنان اروپایی نشان می‌دهد که از هر 3 زن اروپایی یک نفر قربانی خشونت  شده و این خشونت در قالب  فیزیکی یا جنسی  بوده است.

درپایان باید گفت که اظهارات سخیف اخیر و پیشین خانم میلانی بیشماربود که پاسخ بسیاری از آنها درحوصله ی این مطلب نمی گنجد مثلادرمورد اظهارایشان راجع به عدم وجود فیلم سیاه که فقط میتوان سوال کرد که نظر ایشان راجع به فیلمهای جنسی ساخته شده در غرب که زن در آن به فجیع ترین وضع مورد اذیت وآزار جنسی قرار میگیردچیست؟ و آیا این آزادی زن است یابه افسارکشیدن او؟وآیا این فیلم سیاه نیست؟

همچنین ضروری است دراین قسمت ضمن قدردانی اززحمات جناب آقای دکترضرغامی ازریاست جدیدسازمان تقاضاشود که به هیچ وجه اجازه ندهند آنتن رسانه ملی که باید صرف اشاعه ی تفکرات وفرهنگ غنی ایرانی اسلامی باشد بیهوده خرج پخش اوهام پوچ وبی ارزش افرادی شود که شبهه درمورد این موضوع وجود دارد که آیا خود می فهمند چه میگویند و کجا می گویند؟!


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۳ ، ۱۷:۲۵
سعیده عطائی