یادداشت روز

بر آن شدم دغدغه هایم را روی کاغذ بیاورم.

یادداشت روز

بر آن شدم دغدغه هایم را روی کاغذ بیاورم.

یادداشت روز

«من المؤمنین رجال صدقواماعاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر ومابدلواتبدیلا...»
درمیان مؤمنان ،مردانی هستند که برسرعهد وپیمانی که با خدا بستند ،صادقانه ایستاده اند ، بعضی از آنها پیمان خود را به آخر رسانده ودر راه خدا شربت شهادت نو شیدند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییرو تبدیلی در عهد وپیمان خود نداده اند...
احزاب/23...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
پیوندها

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لقمه حلال» ثبت شده است

این حادثه ی عظیم، یعنی حادثه ی عاشورا از دو جهت قابل تامل و تدبر است.جهت اول درس های عاشوراست،عاشورا پیام هایی دارد،درس هایی دارد.جهت دوم عبرت های عاشوراست.عاشورا یک صحنه ی عبرت است.یعنی چه عبرت بگیرد؟ یعنی خود را با آن وضعیت مقایسه کند،بفهمد درچه حالی است،در چه وضعیتی است،چه چیزی او را تهدید می کند،چه چیزی برای اولازم است.این را می گویند عبرت.این هم نوع دیگری درس است،اما درس از راه عبرت گیری.


حضرت آقا آیت الله خامنه ای(روحی فداه)


امام حسین ( ع ) از میان اصحاب خود بیرون آمده و نزدیک دشمن شد و خواست که ساکت شوند . ولی آنها نپذیرفتند . سپس فرمود : ((وای بر شما ! چرا خاموش نمی شوید تا گفتارم را بشنوید ؟ من شما را به راه رشد فرا می خوانم هر که پیرویم کند از راه یافتگان و هر که سرپیچی ام کند ، از هلاک شدگان خواهد بود . شماها که به سخن من گوش نمی دهید و از من نافرمانی می کنید شکم هایتان از حرام پر شده است و قلب هایتان مهر نهاده شده است . وای بر شما چرا گوش نمی دهید ؟ چرا ساکت نمی شوید ؟ ))


عزیزان من،بنظر بنده این قضیه ی لقمه ی حرام اصلی ترین عبرت عاشوراست.یک جمله ی دیگر از حضرت آقا را بخوانید به بحث کمک می کند.


چه شد همان جامعه ی اسلامی ای که در مسجد آن،در معبر آن صوت تلاوت قرآن بلند بود،همین جامعه ،همین کشور ،همین شهرها  کارشان به جایی برسد آنقدر از اسلام دور بشوند که کسی مثل یزید بر آن ها حکومت کند،وضعی پیش بیاید که کسی مثل حسین بن علی (ع) ببیند که چاره ای ندارد،جز این فداکاری عظیم که بی نظیر است این فداکاری در تاریخ.چه شد که به آنجا رسیدند؟ این آن عبرت هست.


حضرت آقا آیت الله خامنه ای(روحی فداه)


الهی که تک تکتون در رکاب آقا امام زمان شهید بشید.برادران،خواهران،دوستان ورفقا باور کنید آخر حرام خوری عقب افتادن ظهوره.وچون در روایات داریم که اگر ما خیلی خائن باشیم و نتونیم مقدماتش رو آماده کنیم،خود آقا می آیند.اون موقع اگر مراقب لقمه ی خودمون نباشیم،با آقا امام زمان محاربه خواهیم کرد..الله اکبر..به قول آقای بهجت خداوند توفیق دهد به سمت آقا تیر نندازیم.


عزیزان من مراقب این مساله باشید(فقط قدم به قدم اول خانواده ی خودتون...بعد اقوام و خویشان)


1.آیا خمس  یا زکات(در مورد زکات اگر تعلق می گیرد.)را می دهند؟آیا می دانید بدترین مال ها در نزد خدا مالی است که حق خداوند از آن خارج نشده باشد؟


2.چه وام هایی میگیرند؟آیا سود بانکی میگیرن؟آیا می دونین اگر قسط وام عقب بیافته یه چیزی به نام دیر کرد روش می خوره؟آیا می دونید اگر به نیت سود پول توی بانک بگذارید حرامه؟آیا می دونید هر دوی این حالت ربا است و ربا طبق نص صریح قرآن محاربه با خدا ورسول است؟


فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم رؤس اموالکم لاتظلمون و لاتظلمون» ) 

  

اگر دست از رباخواری نکشید، بدانید که با خدا و رسول او به جنگ برخاسته اید و اگر توبه کنید، اصل سرمایه از آن شماست. در این صورت نه ستم کرده اید و نه ستم شده اید.


3.آیا می دانید رشوه گیر و رشوه دهنده چه وضعی دارند؟


مسأله رشوه در اسلام به قدری مهم است که امام صادق (ع) درباره آن می فرماید«وامّا الرّشا فی الحکم فهو الکفر بالله العظیم-رشوه در قضاوت،کفر به خداوند بزرگ است»

در قرآن کریم آیه ای که به صورت خاص به مسأله رشوه می پردازد آیه ۱۸۸ سوره بقره است که می فرماید: «اموال یکدیگر را باطل در میان خود نخورید و برای خوردن بخشی از اموال به مردم گناه قسمتی از آن را به عنوان رشوه به قضاوت ندهید،در حالی که می دانید این کار گناه بزرگ است»



جالبه یه داستانی که یه عالمی سر منبری تعریف می کرد براتون بگم.


می گفت از فرزند یه عالمی شنیدم که پدرش با مسئول آستان قدس قبل انقلاب که از طرف شاه منصوب شده بود با هم رفتن به هند.اونجا دیدند که چند تن از مرتاض ها داشتن فضولات انسانی می خوردن.این مسئول به این ها اعتراض کرده بود که دارید چی می خورید؟حالمو بهم زدید.مرتاض بهش گفت:این چیزایی که من میخورم از اون مالی که از حرم اون آقا تو میخوری سالم تره.(منظورش اینه که داره مال مردم رو میخوره)


عزیزان من ببینید تو خونه ی خودمون واقواممون اگر دقت نکنیم چی می خوریم.


الله اکبر....خدا رحم کنه.


کرم انسان در ایمان و هجرت و جهاد است،و هجرت مقدمه ی جهاد فی سبیل الله.هجرت،هجرت از سنگینی هاست و جاذبه هایی که تو را به خاک می چسباند.چکمه هایت را بپوش،ره توشه ات را بردارو هجرت کن.حضرت امام حسین(ع) در صحرای کربلا انتظار تو را می کشد.


سید مرتضی آوینی



 



 

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۲ ، ۰۳:۲۸
سید مرتضی موسوی نژاد

بدون مقدمه باید بگویم در حد پاسخ گویی بدون نقصان به این مسئله نیستم،لیکن چون این مسئله ذهن مرا سخت به خود مشغول کرده است،مایلم این مسئله را بدون پاسخ نگذارم.

نخست:بی شک شهدا ارتباط هایی با چهارده معصوم برقرار می کردند....به کرات این مسئله قبل از شهادت حس شده است،لیکن به خاطر تواضع آن ها،بیان نمی شده است.البته بعد از شهادت دوستان نزدیک شهدا به این مسئله اشاره کردند.همانند مادر غریب تمام اعصار حضرت فاطمه زهرا (س) با شهید برونسی و همچنین شهید آوینی که صراحتا دوستان او از این ارتباط به پارتی بازی برای سادات نام می بردند.

دوم:ارتباط معنادار با شهدایی که قبل از آن ها شهید شدند.این ارتباط تا به حدی بود که تا لحظه ای که رزمنده ای شهید می شود،در عشق شهادت می سوزد و نهایتا  سبک می شود و به سمت خدا می رود.

سوم:ارتباطی که شهدا اصولا با ولایت فقیه برقرار می کنند،نه تنها به اندازه ی سرسوزنی برای آن ها غوطه وری در شک را بوجود نمی آورد بلکه لحظه ای شک در مقوله ی ولایت فقیه را همچون سال ها عقب نشینی می دانند.همچون عشق شهید همت به امام (ره) که گاه بی گاه به این مطلب اشاره می کرد که خدا روزی را نیاورد که امام در دنیا نباشد و من در دنیای خاکی باشم.

چهارم:تقوا و ورع که حاصل تهذیب نفس تهذیب نفس نیز نتیجه ی نماز شب و تضرع شبانه است.کما اینکه همرزمان شهید صمدیان که برخی امروز در رنگ های دنیا غوطه ورند،که خود رنگی شده اند،اعتراف دارند که تفاوت آن ها با علی صمدیان همین ادعیه ی کمیل و توسل شبانه بود و این بود که او شهید شد و ما اسیر خاک شدیم.

پنجم:مقوله ی حلال خوری یکی دیگر از علل اصلی شهادت مردان خداست.اگر لقمه ی حلال اینان نبود،دیگر مسئله ی تقوا قابل مطرح شدن نبود.حساسیت بر خمس و مسئله ی وام  و بطور کلی دوری از تمام زندان ها و بردگی های مالی دنیا که انسان را زا آزادی حقیقی دور می کند.

ششم:مکارم اخلاق.آری اخلاقیات اصیل باعث می شود که هر فرد با هر اعتقادی به شخص شهید قبل از شهادت نزدیک شود و ظاهرا این فرمولی ثابت است که هرچه کمتر دل بشکنی ،به شهادت نزدیکتر می شوی و هرچه دل سخت تر باشی،از پرواز دورتر می باشی.

هفتم: بی رنگی و دوری از تمامی تعلقات دنیا.آنچه که نبودن در چشم است.آن چه شمع محفل نبودن است.آنچه دوری از ریاست و القاب است.آنچه دوری از دوربین های فیلم برداری است و نهایتا آنچه دوری از رنگ های دنیا است.

هشتم:شهدا هیچ وقت نمی گفتند:فعلا وقت شهادت نیست یا اینجا و آن جا مکان شهادت نیست،زیرا می دانستند،اگر بخواهند برای خدای متعال تعیین تکلیف کنند،این توفیق از برای آن ها نخواهد بود.البته بوده اند شهدایی که چنین اشتباهی کردند و سال ها از قافله عقب افتادند و بالاخره  با پشیمانی زیاد بعد از سال ها به قافله ی شهدا پیوستند.

انشاءالله این مطلب تکمیل خواهد شد...  

۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۲ ، ۰۶:۴۹
سید مرتضی موسوی نژاد