یادداشت روز

بر آن شدم دغدغه هایم را روی کاغذ بیاورم.

یادداشت روز

بر آن شدم دغدغه هایم را روی کاغذ بیاورم.

یادداشت روز

«من المؤمنین رجال صدقواماعاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر ومابدلواتبدیلا...»
درمیان مؤمنان ،مردانی هستند که برسرعهد وپیمانی که با خدا بستند ،صادقانه ایستاده اند ، بعضی از آنها پیمان خود را به آخر رسانده ودر راه خدا شربت شهادت نو شیدند و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییرو تبدیلی در عهد وپیمان خود نداده اند...
احزاب/23...

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۷ بهمن ۹۶، ۰۱:۴۹ - پروژه هوش مصنوعی
    عالی
پیوندها

۲ مطلب در آبان ۱۳۹۳ ثبت شده است

جوابیه به اظهارات تأسف بار اخیرتهمینه میلانی!

سه شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ

مدتی از پخش اوهام پوچ وسخیف خانم میلانی ازرسانه ملی جمهوری اسلامی در برنامه هفت نگذشته است که برآن شدم صرفا جهت روشنفکری وتبیین فضای فکری جامعه ی انقلابی و متدینمان جوابیه ای به ایشان بنویسم چراکه اگرهدف جواب به هذیانات این فرد و امثال او باشد قلم ووفکر ووقت جبهه فکری انقلاب را حیف است که صرف آن شود...

درابتدا لازم به نظر می آید چندنکته ای که توسط ایشان گفته شدوازآنتن رسانه پخش ذکرگردد  و بعدپیرامون هریک ازآنان به نکاتی پرداخته شود:

1-افسانه خواندن دشمن توسط ایشان واینکه کلا دشمنی وجود ندارد ادعایی است که آن چنان بی مبنا به نظرمیرسد که میتوان گفت امروزه عامه افراد کوچه و خیابان جامعه ایران هم دشمن را افسانه نمی دانند چه برسد به افرادی که هدایت فکری وفرهنگی جامعه رابرعهده دارند یا افرادی مثل خانم میلانی که وجود یک نظام روشنفکری  را برای خود متصورند. چه اینکه حتی دراظهارات خود ابرقدرتها واستکبارجهانی ، شاهد تصریح آشکار به دشمنی با ایران هستیم که برای فهم این موضوع به خانم میلانی پیشنهاد می شود حداقل اندکی از وقت خود را به مطالعات تاریخی علی الخصوص در زمینه روابط ایران وآمریکا درسده ی اخیر بپردازند!دراینجا شمه ای از آن آورده می شود:

مروری بر روابط ایران با آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به ما نشان می دهد که تعارضات اساسی و جدی ای میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا و جود دارد و آمریکا نابودی نظام جمهوری اسلامی راهدف خود قرار داده است. آمریکا در دوران پهلوی به ویژه در دوران پهلوی دوم ، ایران را به عنوان شریک استراتژیک خود در منطقه خاورمیانه می دید و حکومت پهلوی نیز منافع خود را در همسویی با غرب تصور و تعریف می کرد اما با وقوع انقلاب اسلامی و مسلط شدن گفتمان انقلابی-اسلامی این رابطه دگرگون شد و این دو منافع خود را در تقابل با یکدیگر تعریف کردند . وقوع انقلاب اسلامی ایران در منطقه مهم و استراتژیک خاورمیانه در سال ۱۳۵۷ ضربه محکمی بر منافع غرب و به ویژه آمریکا وارد نمود .تاجاییکه  مسدود کردن اموال ایران در بانک های آمریکایی و عدم باز گرداندن سرمایه های ایران به این کشور، تحریک کشورهای متحد برای تحریم ها و قطع روابط اقتصادی با ایران و ممنوع نمودن واردات نفت از ایران و.... ضررهای زیادی به نظام نو پای انقلاب اسلامی ایران وارد کرد.همزمان با این محدودیت ها، آغاز جنگ عراق علیه ایران که با تحریک و حمایت غرب صورت گرفت، فشارها علیه ایران را دو چندان نمود.

در جنگ تحمیلی، آمریکا ضمن کمکهای مالی، نظامی، اطلاعاتی و سیاسی گسترده به رژیم بعث عراق، ایران را مورد هجوم گسترده عملیات روانی قرار داد،    همان طور که به تفصیل نشان داده شد از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سرنگونی رژیم شاهنشاهی و متحد غرب در ایران آمریکا از هیچ کوششی برای ساقط نمودن نظام جمهوری اسلامی ایران فرو گذار نکرده است و در ادوار مختلف به بهانه ها و دستاویز های متعدد ایران را تحت فشارهای مختلف قرار داده است. از راه اندازی جنگ گرفته تا تحریم های شدید اقتصادی، تحریم هایی که کماکان با وجود مذاکرات هسته ای به قوت خود باقی هستند. همه این رویداد های تاریخی و رفتار آمریکا در این سه دهه در برابر جمهوری اسلامی ایران به خوبی گویای این مطلب است که غرب و در رأس آن آمریکا با ماهیت نظام ایران سر جنگ دارند و فشارهای متعددی که تا کنون وارد آورده است در راستای از بین بردن نظام جمهوری اسلامی ایران قابل تحلیل هستند.  پس احراز دشمنی دیرینه ی غرب و در رأس آن امریکا کار دشواری نیست...

2-ازدیدگاه نظریه پردازفرهنگی ! مهمان برنامه هفت حمله وتهاجم فرهنگی دشمن نیز وهم است وباب کردن این نگرش در جامعه شایدخیانت به جامعه دیده می شود . خانم میلانی! آیا تابه حال به این موضوع فکرکرده اید که باساختن فیلمهای دون مایه ی  سخیف که شیره ای جز ازهم پاشی بنیان مستحکم خانواده ایرانی ندارد به فرهنگ جامعه حمله کرده اید و آب در آسیاب دشمن ریخته اید؟  نمونه ی تهاجم فرهنگی را می توانید در فیلمهای خودتان مشاهده کنید چه برسد به هجمه فرهنگی دشمنان ایران اسلامی علیه فرهنگ واعتقاددررسانه ها وفیلمهای خودشان.حتی خود جوامع به اصطلاح توسعه یافته ی اروپایی نیز اذعان به تهاجم فرهنگی آمریکا علیه خود دارند( که در بیانات رهبری به وضوح پیداست) چه برسد به ایران اسلامی که با نوع نظام حکومت دینی و داعیه حکومت جهانی اسلام دشمنی همه جانبه ی دشمنانش را ازدیربازتحمل کرده است  .

دراینجا لازم است به بعضی ازبیانات استراتژیک مقام معظم رهبری  درعرصه فرهنگ وتهاجم فرهنگی بپردازیم:

-« چند سال قبل از این بحث تهاجم فرهنگی را مطرح کردیم، بعضی‌ها اصل تهاجم را منکر شدند؛ گفتند چه تهاجمی؟ بعد دیدند که نه فقط ما می گوییم، خیلی از کشورهای غیرغربی هم مسئله‌ی تهاجم فرهنگی را مطرح می کنند و می گویند، غربی‌ها به ما تهاجم فرهنگی کردند؛ بعد دیدند که خود اروپایی‌ها هم می گویند آمریکا به ما تهاجم فرهنگی کرده! لابد دیده‌اید، خوانده‌اید که گفتند فیلم های آمریکایی، کتابهای آمریکایی چه تهاجم فرهنگی‌ای به ما کرده‌اند و دارند فرهنگ ما را تحت تأثیر قرار می دهند. بعد بالاخره به برکت قبول دیگران، این حرف ما هم مورد قبول خیلی از کسانی که قبول نمی کردند قرار گرفت. »      -« جوانان ما، زن و مرد ما نباید احساس کنند که دوران مجاهدت به پایان رسید، خطری ما را تهدید نمی کند. ممکن است خطر نظامی ما را تهدید نکند، همین جور هم هست. امروز ملت ایران به آن رتبه‌ای از  اقتدار رسیده که خطرپذیری دشمنان خود را بسیار بالا برده، جرات نمی کنند به این ملت تهاجم نظامی کنند؛ می دانند سرکوب خواهند شد؛ می دانند که این ملت مقاوم است. بنابراین خطر تهاجم نظامی بسیار پائین است؛ اما تهاجم فقط تهاجم نظامی نیست. دشمن به آن نقاطی متوجه می شود که پشتوانه‌ی استقامت ملی ماست. دشمن وحدت ملی و ایمان عمیق دینی را هدف قرار می دهد. دشمن روحیه‌ی صبر و استقامت مردان و زنان ما را هدف قرار می دهد؛ این تهاجم از تهاجم نظامی خطرناکتر است..

در تهاجم نظامی شما طرفتان را می شناسید، دشمن تان را می بینید، اما در تهاجم معنوی، تهاجم فرهنگی، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی بینید. هوشیاری لازم است... »            

 3-اظهارات سخیف تهمینه میلانی پیرامون وضعیت زن در جامعه ایران نیز کاملا جانبدارانه وبرخاسته از القائاتی است که درطول این سالها به ایشان و امثال این افراد شده است و میتوان گفت گوشمان ازاین حرفها پرشده چراکه طبق فرموده ی امام(ره) دشمن دقیقا ازجایی که اورا ناراحت میکند شروع به آسیب رسانی و القاء شبهه می کند.

برای فهم این قسمت کافی است سرکارخانم وافرادی نظیرایشان که داعیه روشنفکری دارند ودلشان به حال زن ایرانی سوخته است که مخفیگاه جایگاه اوست!به مقایسه ای اجمالی بپردازیم پیرامون وضعیت زن در جوامع غربی که ازمنظرشان فضای رعایت حقوق زن گل و بلبل است وجامعه ی ایران که زن را مخفی می کنند!:

-          آزارجنسی : بررسی پدیده آزارهای جنسی را با نقل قولی از «مارلین فرنچ» آغاز می کنم. او می گوید: «همه مردان در هر طبقه کاری که باشند، حتی اگر عده ای از آنها شرکت فعّال نداشته باشند و فقط بیننده باشند، در رساندن آزار جنسی به زنان همکار، باهم همدست هستند. طبق شهادت زنانی که در شرکت های آتش نشانی آمریکا کار می کنند، آنها به قدری مورد اذیت و آزار جنسی هستند که خطری برای زندگی آنها به شمار می روند.» مارلین، فرنچ، جنگ علیه زنان، ترجمه توران دخت تمدن (مالکی) ص 212 ـ 215

امنیت زنان: دی نیوز":بر اساس آمار سازمان ملل که در‌خصوص وضعیت امنیت زنان در جهان منتشر شده است شاهد تفاوت فاحش میان امنیت زنان در ایران و اروپا هستیم. وی افزود: زنان در اروپا و آمریکا در ساعات انتهایی شب برای حضور در خیابان‌ها امنیت کافی ندارند همچنین زنان کشورهای اروپایی در خانواده‌ نیز امنیت کافی ندارند چون  آمار خشونت علیه زنان و کودکان در این کشورها به شدت روبه افزایش است..

آزارجسمی: در آمریکا به طور متوسط از هر روز 3 زن، یکی به دست شوهرش کشته می شود. بیش از 1.8 میلیون شوهر در آمریکا به طور وحشتناکی زنان خود را کتک می زنند و 30 تا 35 درصد زنان آمریکایی مورد آزار شوهران خود قرار می گیرند. ! به نقل از هفته نامه آلمانی «اشپیگل» نیز، نتیجه بررسی  اخیر درباره زندگی زنان اروپایی نشان می‌دهد که از هر 3 زن اروپایی یک نفر قربانی خشونت  شده و این خشونت در قالب  فیزیکی یا جنسی  بوده است.

درپایان باید گفت که اظهارات سخیف اخیر و پیشین خانم میلانی بیشماربود که پاسخ بسیاری از آنها درحوصله ی این مطلب نمی گنجد مثلادرمورد اظهارایشان راجع به عدم وجود فیلم سیاه که فقط میتوان سوال کرد که نظر ایشان راجع به فیلمهای جنسی ساخته شده در غرب که زن در آن به فجیع ترین وضع مورد اذیت وآزار جنسی قرار میگیردچیست؟ و آیا این آزادی زن است یابه افسارکشیدن او؟وآیا این فیلم سیاه نیست؟

همچنین ضروری است دراین قسمت ضمن قدردانی اززحمات جناب آقای دکترضرغامی ازریاست جدیدسازمان تقاضاشود که به هیچ وجه اجازه ندهند آنتن رسانه ملی که باید صرف اشاعه ی تفکرات وفرهنگ غنی ایرانی اسلامی باشد بیهوده خرج پخش اوهام پوچ وبی ارزش افرادی شود که شبهه درمورد این موضوع وجود دارد که آیا خود می فهمند چه میگویند و کجا می گویند؟!


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ آبان ۹۳ ، ۱۷:۲۵
سعیده عطائی

زینب (سلام الله علیها) معلم مردان عالم

دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۱۳ ق.ظ

  هنوز چند سال بیشتر نداشت که درخت کهن‌سال زندگی‌اش جد عزیزش ازدنیارفت. کسی که نه‌تنها تکیه‌گاه بلکه نوازشگر او بود. پس‌ازآن مدتی بیش نگذشت که دریای عاطفه، مادر بزرگوارش زهرای مرضیه رخت از جهان بربست. چیزی نگذشته بود که زینب تنها تکیه‌گاهش، پدرش علی ابن ابیطالب را نیز از دست داد وتنهادلخوشی اش در دنیا دو برادرش بود. اما چه بگویم که مصیبت عظما وقتی است که این دو، زینب را با کوله باری از غم تنها می‌گذارند و زبان قاصر می‌شود از وصف این فاجعه و حادثه‌ی عظیم.

مگر نه این است که در لحظه‌ی تولد بانوی استقامت، جبرئیل آمد و با غصه گریه گفت:

«همه‌ی عمر در اندوه این دختر می‌گریم که در همه عمر جز مصیبت اندوه نخواهد دید.»

   آری زینب جان در وصف مصیبت تو نمی‌شود نوشت اما باید گفت توجه شیرزن دشت کربلایی باید همه‌ی تکیه‌گاه‌هایت فروبریزد و همه‌ی پیوندهای تو باید بریده شود تا فقط به او تکیه کنی و عهدی که با همه‌ی کودکی‌ات بستی با همه‌ی بزرگی‌ات پایش بایستی...

اما باید به این نکته رسیدکه زینب چه کرد که معلم مردان عالم شد:

ازاستقامت وصف‌ناشدنی‌اش بگویم یا از صبرش؟ از مرد بودنش یا مودتش؟ یا نه بهتراست از مروت بانوی خورشید شروع کنم...

    بله داستان قبله‌ی مروت ما ازاینجا شروع می‌شود که در وهله‌ی اول انسان زینب را می‌تواند در نماز شبش در شب عاشورا بشناسد. آنگاه‌که قامت به نماز بسته و همه را دعا می‌کند. چه آن‌ها که می‌شناسد و چه آن‌ها که نمی‌شناسد. چه آن‌ها که نامشان را در نامه‌های برادرش دیده است و اکنون از سپاه دشمن خبرشان را می‌شنود و چه آنان که قبیله و عشیره‌شان را می‌داند. دوست دارد ملائک و اجنه را نشانشان دهد که چگونه آماده‌ی یاری حسین‌اند و پرده از چشم‌هایشان بردارد و نشان دهد فرشتگانی که ضجه می‌زنند: «أتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء»...

و اما در روز عاشورا ازآنجایی‌که حسین برای سپاه دشمن سخنرانی می‌کند و زینب گوش می‌سپارد و آرام گریه می‌کند تا آنجا که رسالتش این است که در مرکز میدان غم را از چهره‌ی حسین بزداید ودرخیام از سجاد وزن و بچه‌ها پرستاری کند و مأمن امنی برای کودکان باشد هر بار که حسین از میدان می‌آید تا سلامتی‌اش را با او در میان بگذارد و از شهادت اصحاب رمقی در پاهایش نمانده است او زینب است که به وی آرامش می‌دهد و زخم‌هایش را التیام می‌بخشد.

اما اوج داستان مادر، صبر و زیبایی‌ها را ازآنجا باید بیان کرد که پیکر پاره‌پاره علی‌اکبر به خیمه‌ها می‌رسد و او شیوه کنان خود را به بیرون خیمه‌ها می‌اندازد و روی به ناخن می‌تراشد و خود را روی پیکر علی می‌اندازد...

و این بار حسین است که می‌گوید: «زینب را دریابید...» زینب که عون و محمدش را قربانی حسین کرد و خم به ابرو نیاورد حال صدای ضجه‌اش عرش را پرکرده است.

و اما کم‌کم زینب باید خودش را مهیا کند که حادثه به اوج خودش نزدیک می‌شود و هنگامه وداع در حال فرارسیدن است...آری حکایت غریبی است حکایت دل کندن از حسین که فهم از دریافتن آن عاجز است چه برسد به گفتن و پرداختن آن و همه‌ی زیبایی‌های زینب در اینجا خلاصه می‌شود که چگونه چون حسین مردانه می‌ایستد و کودکان را نجات می‌دهد درحالی‌که تنها چیزی که برای او مانده است پیکر غرق به خون اباعبدالله است و معنی واقعی این جمله آشکار می‌شود که آری: کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود...

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۳ ، ۱۱:۱۳
سعیده عطائی